با مهر درآینه بنگر...

قلم در دست ،همه روز هایی که خوش و آرام نگذشته

ایامی که اشک مرهم بوده

وهمه کسانی که رد پاهایشان بر پاکی دلم،نقش تیره بر جای گذاشتند

وبسیار خاطرات اندوهگین کننده دیگر را...

از صمیم دل گذشته های دور را می بخشم چون آنها به من کمکی نمی کنندومانندکفش های کودکی برای پاهای کنونی ام تنگ شده اندوباعث آزارم میشوند ضمن اینکه با پوشیدن آنها قادر برداشتن حتی یک قدم نیستم.

بامهردرآینه می نگرم

وخودرادوست خواهم داشت...

/ 3 نظر / 14 بازدید
شباهنگ

بنام خدا کاش میشد این کوله بار خاطرات گذشته را زمین گذاشت کاش میشد بی حضور آنها ره به سرزمینهای دور برد افسوس که شاید بتوان کمی انها را دورکرد اما فراموش هرگز.... درود و سپاس

صبا

[دست][دست][دست]خیلی قشنگ بود,به منم سر بزنید,هر دو وبلاگم آپه[چشمک]www.rozgol-yalda.blogfa.com

من مریمم

خیلی زیبا بود... منم همیشه با مهر به آینه مینگرم و خودم رو دوس دارم... کسی که خودش رو دوس داشته باشه بیشتر میتونه برا دیگران هم مفید باشه تا کسی که خوشو دوس نداره.